آخرین پیام برا massi
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:47
u200fولی خدا میتونست کدورت های بین خودم و خودش رو به سادگی با دادن "تو" از بین ببره.
مرگ...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
میخواهَم جنازهام بر آب بیفتدو ساعَتهابه ابرها خیره شوم،مردهام موج بَرداردقایِقی باشمکه مسافرانَش را پیاده کرده است ..و حالا بی خیالِ هر چیزبر این ملافهی آبی چُرت می زند ..مَرگمی خواست این طور زیبا باشدکه ما خاکَش کردیم!
جای صحبت...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
چه جای صحبت سال وُ مه وُ بهار وُ خزانکه دل گرفته ام از روزگـار دور از تـو
دل بستن به باد...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلفبگشایی و مشام مرا مشکبو کنیاینجاست یار گم شده گرد جهان مگردخود را بجوی سایه اگر جست و جو کنی
زندگی بعد از تو...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
آرام نمیگیرم، خوابم نمیبرداز زندگی به مرگاز مرگ به زندگی میغلتمزندگیِ بعد از مرگ را میشود باور کردزندگیِ بعد از عشق را نهزندگیِ بعد از تو را، نه..
نمی شود عاشقت نبود...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
نمی شود عاشقت نبود !نمی شود ؛باید بودنت را محکم بغل کرد ...بوسید از بساین پرستیدنی بودنتبه خدا رفته !
نبودنت...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
هیچ سیگاری نبودنت را گردن نگرفتهیچ کافه ای فنجان فراموشیت را دستم نداد خودت بگو نبودت را چگونه بمیرم !
ابتدای ویرانی...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
ای یار ، ای یگانه ترین یاردر کوچه باد می آیداین ابتدای ویرانیستآن روز هم که دست های تو ویران شدند باد می آمدمن سردم استمن سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد...
یا حق...
-
تاریخ: 1398/7/1 ساعت: 15:00
از همه دوستانی که تو این مدت دوست کوچیک خودشونو همراهی کردن ،ابراز محبت نمودن سپاس گذارم و آرزو میکنم زندگی خوبی رو در کنار عشقتون داشته باشید. دوستون دارم و بدرود.غمگین تر از عمقِ تنهاییِ کافه،که سکوتِ یک مرد را در خود می بلعدهیاهویِ کلاغ های گمشده در نارون هاستکهطلایی موهایِ یک زن رابه دارِ فریاده...
انگار خدا...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
انگار که خداوندمعشوقهای داشته باشد!انگار که معشوقهاشترکش کرده باشد!انگار که خداوندتو رادر لحظهٔ تنها شدنشآفریده باشد.زیباییِ توغمانگیز است!
تنهایی...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
مثل ِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،نه لباس ِسربازیام مانده است !نه فرماندهام ...نه متفقین ماندهاند ...نه پل ِعابر ِپیادهی ِمخبرالدوله ،نه عابرهایش ...!نه آن دخترکی که دستش در دست ِمادر ،نان ِسنگک در دست ...نه نان و نه نانواها ،نه همبازی و همپالکیهایم ...! مثلِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،از من تنهایی مانده است ....
خدا...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
مگر خداوعده ی گیسوانی مثل گیسوی تو را در بهشتآن هم به برگزیدگانی از نیکوکاران نداده بود ؟پس تو اینجا چه می کنی ؟یا خدا بخشنده تر شدهیا من رستگار شده اماما قیامت که نشدهتو قیامت به پا کرده ای...
دیدی...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند نه همین در غمت اینگونه نشاند با تو چون دشمن دارد سر جنگ دل دیوانه تنها دل تنگ ناله از درد مکن آتشی را که در آن زیسته ای سرد م...
فراق...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
ز فرقت توز دل امشب اضطراب نرفتستاره محو شد و چشم من به خواب نرفتچگونه بی لب اوعیش من شود شیرین؟که از جدایی گلتلخی از گلاب نرفت ...
شبیه تو...
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 0:36
آدم هایی شبیهِ توهیچ وقتنصیبِ آدم های شبیهِ من نمی شوندما فقط حق داریم پشت یک قاب ِعکس ِخالی بنشینیمو به حال عکسهای نداشته مانساعت هاگریه کنیم...